ی. جولای 12th, 2020

جنبش آهستگی ایران

جنبشی برای زندگی آرام

از سه‌شنبه‌های بدون خودرو تا جنبش آهستگی

1 min read

خط شروع، شهر اراک

شهر اراک یکی از کلان­‌شهرهای کشور است که هر از چندگاهی آلودگی هوا گریبان شهروندانش را می‌­گیرد. علاوه بر وجود کارخانه‌­های صنعتی آلومینیوم و پالایشگاه و پتروشیمی، اراک هم همچون تهران خودروی تک­‌سرنشین کم ندارد. اما در زمستان 94 بود که ایده­‌ای به ذهن یک جوان اراکی به نام محمد بختیاری عضو موسسه زیست­‌محیطی «حافظان طبیعت اراک» خطور کرد و آن راه‌­اندازی پویش سه‌­شنبه‌­های بدون خودرو بود. پویشی که با یک پوستر در شهر اراک شروع شد اما توان این را داشت که تا به امروز در بیش از 112 شهر ایران، مورد توجه و حمایت مردم و مدیران قرار بگیرد. وقتی از خود محمد بختیاری می‌­پرسند خودرو شخصی دارد یا نه؟ بعد از یک بله قاطع می­گوید «من یک دوچرخه دارم و اکثر کارهایم را با آن انجام می­دهم، پیاده­‌روی می­کنم و در برخی موارد از وسایل نقلیه عمومی استفاده می­‌کنم.»

حرکتی از پایین به بالا

در شرایطی که با ادامه وضع موجود در کلان­‌شهرها، کیفیت هوا هر سال می‌­تواند بدتر شود عده‌­ای از مردم ما در کنار انتقاد از تصمیم‌­گیران دولتی، پیکان انتقاد را به سمت خود و شیوه زندگی­شان نیز نشانه رفته­‌اند. این حرکت علاوه بر بُعد زیست­‌محیطی، از بُعد اجتماعی نیز یک پله ترقی در جامعه ایران محسوب می­‌شود. اینکه بدون انتظار آمدن دستی از غیب، خود برای بهبود کیفیت زندگی­مان تلاش کنیم و به چاره‌­سازی برای مشکلاتی بپردازیم که خواه ناخواه خودمان در ایجاد آنها سهم به ­سزایی داشته و داریم. پیام ساده پویش سه‌­شنبه­‌های بدون خودرو این است که «برای اینکه سزاوار زندگی در سرزمینی برخوردار از مواهب متنوع گیاهی و جانوری باشیم، باید تغییرات را از خودمان شروع کنیم و نباید انتظار داشته باشیم دیگران سرزمینی را تدارک ببینند که در شأن ما باشد». بسیار روشن است که این شعار مؤید ناچیز شمردن سهم مدیریت کلان کشور در برخورد با بحران­‌های زیست محیطی نبوده اما حامل این پیام است که با آغاز تغییر از خود می­توان تغییرات بزرگی را در رفتار شهروندان، مدیران و حاکمان ایجاد کرد.

دوچرخه­‌سواری در شهر، تهدیدها و فرصت­ها

در شهر تهران 3 میلیون خودرو و 780 هزار موتور سیکلت تردد می­‌کنند. شهری که 550 کیلومتر شبکه بزرگراهی دارد اما خط دوچرخه در آن به ندرت به چشم می­خورد و انگار این شهر بیشتر برای خودروها توسعه داده شده است. همین توسعه خطوط جاده­‌ای در شهر، خود می‌­تواند عاملی برای افزایش تقاضای تردد ماشینی باشد. اما در مورد شهر تهران که نگارنده می­‌تواند از تجربه زندگی و دوچرخه‌­سواری در آن بگوید؛ هنوز رانندگان دوچرخه را به عنوان یک وسیله نقلیه به رسمیت نمی‌شناسند. البته نبود خطوط ویژه دوچرخه هم تا حدی دوچرخه‌­سواری در تهران را با مخاطره همراه می‌­سازد. اما امید می‌­رود که عزم شهروندان تهران و دیگر شهرها، تفکر توسعه شهری مدیران را به سمتی سوق دهد که در آینده نزدیک، دوچرخه یکی از ابزارهای متداول و امن سفر در شهر باشد.

سازمان حفاظت محیط زیست، حامی سه­‌شنبه‌­های بدون خودرو

در شهر تهران، 85% درصد آلودگی‌­ها به منابع متحرک نسبت داده می­‌شود و از منابع متحرک، خودروهای شخصی و موتورسیکلت­‌ها به ترتیب سهم 45 و 19 درصدی دارند. موضوع دیگر این است که هر موتورسیکلت به اندازه سه خودرو آلودگی تولید می­‌کند. سازمان محیط زیست با علم به این موضوعات است که از این پویش در عمر یک سال و نیمه‌­اش حمایت کرده است. یکی از افرادی که حضورش در سازمان محیط زیست در سمت مدیر مشارکت­‌های مردمی سازمان، جای افتخار دارد مهندس محمد درویش است که به واقع و در عمل حامی محیط زیست ایران است و در گسترش و شناساندن این پویش در شهرهای مختلف نقش‌­آفرینی مهمی داشته است و خود نیز اهل رکاب است. درضمن سازمان محیط زیست برای آن دسته از کارکنانش که از خودروی شخصی استفاده نمی‌­کنند، ابزارهای تشویقی در نظر گرفته است.

دوچرخه سواری و جنبش آهستگی

زندگی شهری، صنعتی شدن، جهانی شدن و رسیدن به رشد سریع جزو علایق انسان عصر حاضر است. اما پرسش این است که آیا اینها با توسعه متوازن او همراه است؟ در سال 1986 میلادی مفهومی در ایتالیا زاده شد به نام جنبش آهستگی (Slow Movement) که در مقابل زندگی سرعت‌­بنیاد عصر مدرنیته است. در طی سالیان اخیر حدود بیست شاخه از این جنبش در کشورهای مختلف پا گرفته است. از جمله مدیریت آهسته، علم آهسته، سفر آهسته، گردشگری آهسته، شهر آهسته، طراحی آهسته و خواندن آهسته.

لازم به ذکر است که این جنبش مخالف پیشرفت علم و فناوری نیست و حتی مردمان را به کنار گذاشتن مظاهر مدرنیته دعوت نمی‌­کند. بلکه خواستار تغییر در نگرش سرعت زده و پرشتاب به زندگی است، که در آن همه چیز باید به سرعت اتفاق بیافتد. در رویکرد مبتنی بر آهستگی قرار نیست هواپیما سوار نشویم یا از قطار تندرو استفاده نکنیم. بلکه هدف این است که مراقب وسواس زمان­زدگی باشیم که نتیجه آن بی­ قراری و شتاب جنون­‌آمیزی است که آسایش را از زندگی سلب می‌­کند. آنچه در هسته جنبش آهستگی نهفته است، افزایش کیفیت و عمق فهم ما از زندگی است.

جنبش آهستگی می­‌تواند بیشترین پیوند را با توسعه پایدار و مسائل زیست­ محیطی داشته باشد. از این رو شاید بتوان دوچرخه‌­سواری در شهر را یکی از وجوه سفر آهسته و شهر آهسته دانست و من بر این باورم که بهتر است نام آنها را «سفر آرام» و «شهر آرام» بگذاریم. با قدم گذاشتن در این راه و شناساندن اهمیت این موضوع می­‌توان حتی سه­‌شنبه‌­های بدون خودرو را به روزهای بیشتری گسترش داد. در حالیکه همزمان با فراهم شدن زیرساخت­‌های شهری مناسب‌­تر، خود خودروسواران در روزهای بیشتری به خودرو خود و ریه‌­های شهر استراحت بدهند و از دوچرخه که چربی را می‌سوزاند و پول را ذخیره می­کند؛ استفاده کنند.

More Stories

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.